
فاطمه شمس همسر محمدرضا جلاییپور (سخنگوی پویش حمایت از میرحسین موسوی در انتخابات) که خود بیش از هشت ماه است از همسرش دور مانده شعری برای جمیله و بنفشه دارالشفایی دو خواهری که این روزها در بند هستند سروده است.
فاطمه شمس که امروز نامه سراسر احساس او به همسرش در دوران بازداشت وی در تاریخ نامههای سیاسی ایران ماندگار شده است در وبسایت خود با بهمن دارالشفایی برادر این دو خواهر که دور از ایران «درد حبس تک تک اعضای خانوادهاش را کشیده است» همدردی کرده است.
خانم شمس، خود به زیبایی از درک «حس داشتن عزیزی در حبس» نوشته است که میتوانید در گاهگویههای او در «نیمدایره» بخوانید.
اما شعری که برای جمیله و بنفشه سروده شد:
از گلویش سوتکی میسازد و آرام
مینوازد در گذرگاهی چنان تاریک و افسرده
چشمبندی دارد آن دُختِ بنفشآبی که چشمانش
نُتی میسازد از هر تازیانه ... قطعهای از رنج
که هر بندش هزاران پردهی امید
که هر حرفش پر از اندوه آزادیست.گهی از آستین شب، بنفشه
به دستِ بستهاش با بند
بر میدارد آن چنگِ خیالی را
نوا را از ستاره، نغمه را از ماه میگیرد
و میسوزد،
و میسازد
و میرقصاند آن دلمرده مردان و زنان خفته در هر بند را هر شب.به دل میخواند آهسته:
"جمیله"! من دلم تنگ است
تو را در بند دیدن معنیِ ننگ است
تو را با خشکبالی، خشکسالی آشنایی نیست.
دریغ و درد.. از این بند!من اما قصر لرزان اوین با پادشاهش را دوست میدارم
من اما جای نام او میان قطعهای از اشک و خونِ خلق
درختی سبز میکارم.هوا وقتی نباشد مرگ آسان است
ببین قندیلهایش را که از آتش-صبوریهایِ خشمِ خلق
میذوبند و میمیرند.ببین خواهر!
بهار از راه میآید
بهار از راه میآید
و گلهای بنفشه سر به زانویِ بهارِ سبز
سرودِ فتح میخوانند.