زهرا امیرابراهیمی
شنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۸

لیلی گلستان، مترجم و مدیر گالری گلستان در یادداشتی که در ویژه‌نامه نوروز روزنامه «بهار» منتشر شده از بهار این‌گونه گفته است:

کدام بهار و چه بهاریه ای؟
بهاری از پی یک سال سیاه و تاریک.
بهاری از پی یک سال پر از مرگ عزیزانمان.
بهاری در غم جانسوز مهدی سحابی، بهمن جلالی، پرویز مشکاتیان، محسن ابراهیم...
بهاری از پی حذف‌ها و لغوها و توقیف‌ها.

بهاری از پی توهین‌ها و تحقیرهای روانی و جسمانی و شخصیتی و ... بگیر و برو تا آخر. اگر آخری داشته باشد، که ندارد.اگر تمامی داشته باشد که ندارد.

بهار 89 از آخر بهمن 88 شروع شده!
بیچاره طبیعت هم قاطی کرده است.

شکوفه‌های درختان از اواخر بهمن بر سر درختان رویت شده‌اند.

گل‌های یاس زرد و به ژاپنی هم در همان حوالی تاریخی. بیچاره بلبل‌ها و کبوترهای قمری هم از اواخر بهمن شروع به نغمه‌خوانی کرده‌اند.

آدم‌ها و گیاهان و پرندگان، همه با هم قاطی کرده‌اند. چند لاک‌پشت - دقیقا چهار لاک‌پشت- خاکی در حیاط خانه‌مان داریم. سالیان سال است که اواخر آذر می‌روند زیر خاک تا به خواب زمستانی همیشگی‌شان بروند و اواخر فروردین خاک و خلی سر از خاک بر می‌آورند. اما امسال در دوم اسفند - دقیقا دوم اسفند- یک به یک سر از خاک بر آوردند و شروع به قدم زدن در حیاط کردند! مثل این‌که آن زیر هم خبرهایی است و آنجا هم همه قاطی کرده‌اند.

انگار دیگر زیر و رو ندارد. مخلوط، درهم، قاطی.

هیچ شماره تلفنی را دیگر از حفظ نیستی، آدم‌ها را می‌بینی و نام‌شان را به خاطر نمی‌آوری، می‌خواهی بروی به چپ، فرمان را به طرف راست می‌پیچانی. می‌خواهی بروی خانه خاله، سر از خانه عمو در می‌آوری.
می‌خواهی گوشت بخری، می‌بینی در میوه‌فروشی هستی! شام میهمان دعوت کرده‌ای، خودت به روی میهمانی.

سال 88 بد بود و سیاه بود و نکبت بود و نحس بود. چند بار به بهشت زهرا رفته‌ای؟ چند بار سرت را بر سر گور عزیزی گذاشتی و زار زدی؟ بر سر گور عزیزی که می‌شناختی یا نمی‌شناختی.

دوستان ما هنوز دربندند. غرورهایمان جریحه‌دار، روزنامه‌هایمان توقیف، کتاب‌هایمان در صف مجوز، کنسرت‌هایمان لغو، سالن فستیوال‌هایمان خالی از اهالی هنر... و جعفر پناهی کارگردان درجه یک «دایره» و «طلای سرخ» در بند 209 یا 210 یا 211... فرقی نمی‌کند، شماره فرقی نمی‌کند، مهم این است که نیست. پر از بغض هستیم، اما دیگر اشکی نمانده است.

هر چه اشک داشته‌ایم در سال 88 ریخته‌ایم. دست به دعا بر می‌داریم:
خدایا، خداوندا، 89 را فرجی.

الهی آمین

 
این مطلب را به اشتراک بگذارید


آگهی