نیما امینی
پنج‌شنبه، ۱۹ دی ۱۳۸۷

اونهایی که بچه دارن و بچه هاشون یک ساله میشن همیشه خودشون رو به کشتن می‏دن تا بزرگترین جشن تولد دنیا رو برای تولد یک‌سالگی بچشون بگیرن.

گاهی آدم با گریه بچه تو جشن تولدش و گم شدنش بین یه عده آدم بزرگ شک می‏کنه که این مامان و باباها بیشتر به فکر بزرگداشت کارهایی هستن که در این یک سال برای بچه شون انجام دادن یا به فکر بچه‏ای که یک ساله شده!

ولی وقتی تو همون شلوغی هم دقت کنی می بینی که مامان و بابا همه‏ی هم و غمشون اینه که بچه‏شون شمع تولدش رو خودش فوت کنه و با کیک حال کنه و غش‏غش بخنده!

می‏فهمی که انگار ماهیت خلق کردن اینه که در نهایت دلت برای اونی که خلق شده می تپه تا کارهایی که برای خلق کردنش انجام شده.

ماجرای ما و مردمک هم از همین قراره. امروز که یک سال از شکل گرفتن شخصیت مجازی مردمک‏مون گذشته بیشتر از اینکه به کارهایی که یک سال گذشته برای شکل گرفتنش انجام شده فکر کنم به طرز خودخواهانه‏ای دلم می‏خواد دست به سر و روش بکشم و از زیبایی گوشه و کنارش لذت ببرم.

انگار همین دیروز بود که با یه عده از بروبچ قدیمی و جدید دورهم جمع شدیم و برای ذره ذره این صفحه دیجیتالی باهم سرو کله زدیم.

حالا امروز بعد از یک سال یک شخصیت قوی و خاص داره این بچه! گاهی که میام احساس ‏کنم دیگر بزرگ شده و نمی‏شناسمش.

باز چشمم به لگوی متحرک بالای صفحه که از روز اول ثابت مونده می‏افته و یادم می‏آد که این همون بچه فسقلی خودمونه و فقط با کمک‏ها و نوازش‏های یک گروه و سرگروه دلسوز که دور و برش رو پر کردن رشد کرده و داره راه رفتن رو یاد می‏گیره.

تو شرایطی که خیلی از اینجور بچه‏های خوش زبون و شیرین با فشارهای دور و بر از پا افتادن و هیچوقت راه نرفتن، هر قدمی که مردمک بر می‏داره برای من عین فوت کردن شمع تولد یک‏سالگی عزیزدردونه‏ام شیرین و دلنشینه. مرسی از همه که این یک سال قدم به قدم با مردمک قدم برداشتین و خوندین و نوشتین و نذاشتین از راه رفتن بیافته.

 
این مطلب را به اشتراک بگذارید

سپهر بهادري

افرين پرديس قشنگ مينويسي.

سپهر بهادري | ۰۵ شهریور ۱۳۸۸ - ۰۰:۲۳
گلی رضایی

چه زیبا و چه ساده نوشتی! تولد مردمک مبارک

گلی رضایی | ۲۰ دی ۱۳۸۷ - ۰۱:۰۸
صفحه 1 از 1 صفحه

آگهی