تاریخ شفاهی نصرت رحمانی که بیش از سه سال در انتظار کسب مجوز به سر میبرد، مجوز نشر گرفت.
تاریخ شفاهی نصرت رحمانی که بیش از 3 سال در انتظار کسب مجوز به سر میبرد، مجوز نشر گرفت.
گفت وگوهای این کتاب که به احتمال زیاد تا اوایل سال 88 از سوی نشر ثالث منتشر خواهد شد، توسط مهدی اورند با خانواده، دوستان و نزدیکان نصرت رحمانی انجام گرفته است.
پیشتر این کتاب در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مجوز نشر گرفته و قرار بود در مجموعه تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران از سوی نشر «روزنگار» منتشر شود، اما با تغییراتی که در این مجموعه بوجود آمد، انتشار مجموعه کتابهای تاریخ شفاهی ادبیات به سرپرستی محمد هاشم اکبریانی به نشر ثالث سپرده شد.
این تغییر و تحولات موجب شد که این کتاب دوباره برای کسب مجوز به ارشاد ارسال شود و پس از 3 سال با 28 مورد اصلاحیه مجوز نشر بگیرد.
این اصلاحیهها منجر به حذف 44 صفحه از کتاب شد که درباره پیشینه برخی از شاعران و نویسندگان مورد اقبال دولت امروز بود.
گفت وگوهای این کتاب با آرش رحمانی، پسر نصرت، حمید رحمانی، برادر نصرت، محمود استاد محمد، کارگردان و نمایشنامهنویس، محمد بقایی ماکان، پژوهشگر، احمد قربان زاده، شاعر گیلانی و از دوستان نصرت، احمد نوری زاد، از دوستان نزدیک دوران جوانی نصرت، پوران شیرازی، تنها همسر نصرت، نوذر پرنگ، شاعر و از دوستان نصرت، اسماعیل رها، شاعر، شبنم جهانگیری، شاعر و روزنامه نگار قدیمی، سعید وزیری، نویسنده و پژوهشگر، حاتم عسگری، استاد آواز دانشگاه هنر و همسایه نصرت انجام شده است.
محمود استاد محمد که یکی از نمایشنامهنویسان برجسته معاصر بهشمار میرود و بخشی از شهرتش را مدیون نمایشنامه «آسید کاظم» است، به دلیل روابط تنگاتنگی که در دورهای با نصرت داشته، این نمایشنامه را براساس داستان واقعی که از نصرت میشنود، مینویسد.
از عمر تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران بیش از 6 سال میگذرد و هدف از انتشار این مجموعه ارائه گزارشی از زندگی خصوصی، اجتماعی و حرفهای شخصیتهای مهم ادبی است تا منبعی برای تحقیقات، جامعهشناسی، روانشناسی و ... فراهم شود.
تاکنون از این مجموعه کتابهای صادق هدایت، هوشنگ گلشیری، صمد بهرنگی، م. آزاد و علی باباچاهی (توسط نشر روزنگار(، عمران صلاحی، لیلی گلستان (توسط نشر ثالث( منتشر شده است.
نصرت، مرثیه خوان روزگار خویش
نصرت رحمانی متولد 10 اسفند سال 1308 تهران، یکی از شاعران مطرح و پیشرو معاصر به شمار میرود که بیشتر به عنوان مرثیه خوان روزگار خویش از او نام برده میشود.
نصرت رحمانی برخلاف بسیاری از شاعران مطرح معاصر که پس از کودتای 28 مرداد ازلابهلای یاسهای فلسفی روزگار خویش سر در آوردند، زندگی روشنفکرانهای نداشت.
او دانشگاه نرفت و در پاتوقهای روشنفکری آن روزگار که بیشتر کافههایی چون «نادری» بودند کمتر دیده شد.
پاتوق او بیشتر قهوه خانههای پایین شهر تهران بود.
او از دروازه دولاب، یکی از پایینترین نقاط تهران سر برآورده بود و بیش از هر شاعری در تهران زیست وعمیقترین لایههای زندگی مردم تهران را وارد شعرش کرد.
نصرت تنها یک بار ازدواج کرد اما این زندگی فقط 2 سال به طور مشترک دوام آورد، همسرش که اهل رشت بود به همراه پسرش راه رشت را پیش گرفت و نصرت در تهران ماند و این زندگی سالها به این شکل دوام آورد.
از راه رسیدن طوفان انقلاب 57، شاعرانی چون نصرت را که به گونهای زندگی شبانه داشتند بینصیب نگذاشت.
نصرت به دلیل اعتیاد به تریاک و چندین بار دستگیری و شلاقهایی که بر تنش نشست، مجبور شد که راه رشت را پیش بگیرد و تا آخرین لحظه، روز 27 خرداد سال 1379 در کنار خانوادهاش در رشت بماند.
نصرت رحمانی یکی از شاعرانی است که در زمان حیاتاش بسیار مشهور بود و نیما یوشیج هم بر نخستین مجموعه او مقدمه نوشت.
نصرت تا آخرین روزها شعر مینوشت واز او مجموعههای مختلفی چون کویر، ترمه و میعاد در لجن منتشر شد.
مهدی اورند، نوع زیست این شاعر را بسیار منحصر به فرد دانسته و میگوید: بیش از هر چیز شاعران امروز وامدار نوع زیست نصرت رحمانی هستند و کمتر به نوع آوریهایی که او در شعرش پدید آورده، توجه میکنند.
خوشحالم که برای یک بار هم که شده اطلاعات از زبان مردم و هنرمندان گفته می شود و این به تاریخ این سرزمین خیلی کمک می کند برایتان آرزوی موفقیت دارم و امید دارم که کارتان تداوم داشته باشد